روی خط خبر

موضوع: اخبار منبع: همدلی
امتیاز: 5 5

مطلب با عنوان روزنامه همدلی - واقعیت‌زدایی در فضای ثناگویی از وب سایت همدلی hamdelidaily با درج لینک اصلی خبر نمایش داده شده است.

روزنامه همدلی - واقعیت‌زدایی در فضای ثناگویی

عادل جهان آرای- یکی از ویژگی های بسیاری از مردم مداحی و ثناگری گذشتگان است. کافی است تاریخ ایران را ورق بزنیم و ردپای مدح و ستایش آدم ها را در هر رده ای ببینیم. خصوصا آن عده از افرادی که در مناصبی مهم و کلیدی حضور داشتند و روز و روزگار بعد از درگذشت آنها، از آنان روی برنگردانده است. اما اگر نوعی رویگردانی در تاریخ اتفاق افتاده باشد یا به هر دلیل آن فرد امروزه نمی تواند مورد ستایش قرار بگیرد، همه قلم ها راه مذمت در پیش می گیرند، به صورتی که انگار فرد مورد اشاره از هر نظر خارج از قالب بشری بوده است. ما در افراط، به شدت افراطی و در تفریط به همان شدت تفریطی هستیم. حد وسط یا نداریم یا آنکه به شدت کمرنگ است. گاه با زبان محبت و مهر کسانی را چنان به اوج کمالات عالی انسانی منتسب می کنیم که انگار هیچ کس را توان رسیدن به جایگاه اخلاقی و علمی و اندیشگی او نیست. در حقیقت بسان کسی عمل می کنیم که از روزنی کوچک داخل خانه ای را تماشا می کنیم که از همان روزن نگاه ما، نور به آن محیط می تابد، این در حالی است که اگر اجازه دهیم، به جای تماشای کسی از روزنی تنگ، نه از پشت دیوار یا حتی از پشت شیشه، او را تمام و کمال و به صورت عریان ببینیم، آنگاه درخواهیم یافت که او از کدام معایب انسانی برخوردار است. البته برخی از افراد سعی می کنند که با خردمندی جلوی معایب خود بایستند و آن را مستور دارند که بی تردید این افراد را می توان به نوعی در زمره استاد یا مراد خود قرار داد. اما این را هم باید دانست که یک استاد را اگر از همه معایب انسانی بری بدانیم، طبیعی است که او نمی تواند در جامعه انسانی نفس بکشد و زندگی کند.
گاهی ما فقط کافی است با کسی سر عداوت داشته باشیم، هر سخن ناصواب و نادرستی را که شاید در مخیله هیچ کسی هم نمی گنجد به طرف نسبت می دهیم. این در حالی است که در خلوت خود گاه می دانیم این همه صفت های ناصوابی که به فرد مورد غضب خود می دهیم، واقعیت ندارد، اما چون هدف ما حذف فرد مورد نظر و رسیدن خود به جایگاهی بهتر یا بالاتر از اوست، نیازی به شرمساری پیش وجدان خود نداریم. اصلا وجدان را به مرخصی می فرستیم یا با توجیهات احمقانه-نه کودکانه- خود را و دیگران را قانع می کنیم که فلان فرد حتما چنین معایبی داشته است.
اسوه سازی های بی حد و حصر از آدم هایی که هر روز با آنها نشست و برخاست داریم و بسان ما در همین هوا نفس می کشند، خشم و غضب ها و دوستی و دشمنی های آنها تفاوتی با ما ندارد، گاه چنان شگفت انگیز و چه بهتر بتوان گفت که مشمئزکننده است که حتی وقتی طرف خود، مدایح و ثناهای نثار شده برای خودش را می شنود، چه بسا از حیرت تعجب کند. البته آنهایی که خرده وجدانی دارند لب به اعتراض می گشایند و از دوست یا همکار یا کارمند زیر دست خود می خواهند که دست از ستایشگری او بردارد. این ویژگی معمولا هر چه که پای منافع در میان باشد، بیشتر خود را نشان می دهد. به همین دلیل با کمی بررسی میدانی و مشاهده، رفتارها را می توان در اکثر ادارات و سازمان ها به تماشا نشست، تماشایی همراه با افسوس و آه. کم نبوده است که بعد از رفتن مدیری از موسسه یا اداره ای در مراسم تودیع یا معارفه چاپلوسان دست به خلق اشعار بلنددامن زده و نثرهای مطنطن در رثای مدیر رفته و به همان نسبت برای مدیر در حال ورود قرائت کرده اند. البته هر چه قدرت فرد بیشتر باشد، جان نثاری ها هم با شکل و شمایل گوناگون رخ می دهد. این در حالی است که افراد صاحب قدرت به دلیل روحیه سرکوبگری که در درون خود دارند، از مدیحه هایی که برایشان گفته می شود خرسند می شوند. این ویژگی را در تاریخ به راحتی خواهیم دید. پادشاهانی که معمولا خیل شاعرانی را دور خود جمع می کردند تا مدیحه ای برای آنها بسراید و به بهترین مدیحه سرایان انواع و اقسام هدایا و زیورآلات را نثار می کردند. این روحیه از دربار پادشاهان گذشته به متن جامعه رسوخ کرد به صورتی که در میان قشرهای مختلف جامعه بازآرایی شد و متاسفانه هنوز به اشکال مختلف بروز و ظهور دارد.
تابوسازی و اسطوره سازی به صورتی بود که حتی بخشی از ادبیات ما آنها را مورد نکوهش قرار دادند و چاپلوسان را گاه به زالوهای جامعه تشبیه کرده اند. چون این خصیصه ناموجه باعث می شود همیشه نتوان سره را از ناسره تشخیص داد. زمانی که ناسره جای خود را به سره بدهد، طبیعی است که هیچ چیز سر جای خود نخواهد بود و افراد جامعه نتوانند زندگی ای به سامان وایده آل داشته باشند. شکی نیست که این آفت خاص جامعه ما نیست، اکثر جوامع با آن دست و پنجه نرم می کنند، اما برخی ها توانستند تا حدودی جلوی آن بایستند و اجازه بدهند که هر چیز، آن گونه که هست، باشد، نه آن گونه که دیگران دوستش می دارند. در فضای ناسره زایی هیچ امیدی به سره زایی و دیدن حقیقت نیست.

عادل جهان آرای- یکی از ویژگی های بسیاری از مردم مداحی و ثناگری گذشتگان است. کافی است تاریخ ایران را ورق بزنیم و ردپای مدح و ستایش آدم ها را در هر رده ای ببینیم. خصوصا آن عده از افرادی که در مناصبی مهم و کلیدی حضور داشتند و روز و روزگار بعد از درگذشت آنها، از آنان روی برنگردانده است. اما اگر نوعی رویگردانی در تاریخ اتفاق افتاده باشد یا به هر دلیل آن فرد امروزه نمی تواند مورد ستایش قرار بگیرد، همه قلم ها راه مذمت در پیش می گیرند، به صورتی که انگار فرد مورد اشاره از هر نظر خارج از قالب بشری بوده است. ما در افراط، به شدت افراطی و در تفریط به همان شدت تفریطی هستیم. حد وسط یا نداریم یا آنکه به شدت کمرنگ است. گاه با زبان محبت و مهر کسانی را چنان به اوج کمالات عالی انسانی منتسب می کنیم که انگار هیچ کس را توان رسیدن به جایگاه اخلاقی و علمی و اندیشگی او نیست. در حقیقت بسان کسی عمل می کنیم که از روزنی کوچک داخل خانه ای را تماشا می کنیم که از همان روزن نگاه ما، نور به آن محیط می تابد، این در حالی است که اگر اجازه دهیم، به جای تماشای کسی از روزنی تنگ، نه از پشت دیوار یا حتی از پشت شیشه، او را تمام و کمال و به صورت عریان ببینیم، آنگاه درخواهیم یافت که او از کدام معایب انسانی برخوردار است. البته برخی از افراد سعی می کنند که با خردمندی جلوی معایب خود بایستند و آن را مستور دارند که بی تردید این افراد را می توان به نوعی در زمره استاد یا مراد خود قرار داد. اما این را هم باید دانست که یک استاد را اگر از همه معایب انسانی بری بدانیم، طبیعی است که او نمی تواند در جامعه انسانی نفس بکشد و زندگی کند.گاهی ما فقط کافی است با کسی سر عداوت داشته باشیم، هر سخن ناصواب و نادرستی را که شاید در مخیله هیچ کسی هم نمی گنجد به طرف نسبت می دهیم. این در حالی است که در خلوت خود گاه می دانیم این همه صفت های ناصوابی که به فرد مورد غضب خود می دهیم، واقعیت ندارد، اما چون هدف ما حذف فرد مورد نظر و رسیدن خود به جایگاهی بهتر یا بالاتر از اوست، نیازی به شرمساری پیش وجدان خود نداریم. اصلا وجدان را به مرخصی می فرستیم یا با توجیهات احمقانه-نه کودکانه- خود را و دیگران را قانع می کنیم که فلان فرد حتما چنین معایبی داشته است. اسوه سازی های بی حد و حصر از آدم هایی که هر روز با آنها نشست و برخاست داریم و بسان ما در همین هوا نفس می کشند، خشم و غضب ها و دوستی و دشمنی های آنها تفاوتی با ما ندارد، گاه چنان شگفت انگیز و چه بهتر بتوان گفت که مشمئزکننده است که حتی وقتی طرف خود، مدایح و ثناهای نثار شده برای خودش را می شنود، چه بسا از حیرت تعجب کند. البته آنهایی که خرده وجدانی دارند لب به اعتراض می گشایند و از دوست یا همکار یا کارمند زیر دست خود می خواهند که دست از ستایشگری او بردارد. این ویژگی معمولا هر چه که پای منافع در میان باشد، بیشتر خود را نشان می دهد. به همین دلیل با کمی بررسی میدانی و مشاهده، رفتارها را می توان در اکثر ادارات و سازمان ها به تماشا نشست، تماشایی همراه با افسوس و آه. کم نبوده است که بعد از رفتن مدیری از موسسه یا اداره ای در مراسم تودیع یا معارفه چاپلوسان دست به خلق اشعار بلنددامن زده و نثرهای مطنطن در رثای مدیر رفته و به همان نسبت برای مدیر در حال ورود قرائت کرده اند. البته هر چه قدرت فرد بیشتر باشد، جان نثاری ها هم با شکل و شمایل گوناگون رخ می دهد. این در حالی است که افراد صاحب قدرت به دلیل روحیه سرکوبگری که در درون خود دارند، از مدیحه هایی که برایشان گفته می شود خرسند می شوند. این ویژگی را در تاریخ به راحتی خواهیم دید. پادشاهانی که معمولا خیل شاعرانی را دور خود جمع می کردند تا مدیحه ای برای آنها بسراید و به بهترین مدیحه سرایان انواع و اقسام هدایا و زیورآلات را نثار می کردند. این روحیه از دربار پادشاهان گذشته به متن جامعه رسوخ کرد به صورتی که در میان قشرهای مختلف جامعه بازآرایی شد و متاسفانه هنوز به اشکال مختلف بروز و ظهور دارد. تابوسازی و اسطوره سازی به صورتی بود که حتی بخشی از ادبیات ما آنها را مورد نکوهش قرار دادند و چاپلوسان را گاه به زالوهای جامعه تشبیه کرده اند. چون این خصیصه ناموجه باعث می شود همیشه نتوان سره را از ناسره تشخیص داد. زمانی که ناسره جای خود را به سره بدهد، طبیعی است که هیچ چیز سر جای خود نخواهد بود و افراد جامعه نتوانند زندگی ای به سامان وایده آل داشته باشند. شکی نیست که این آفت خاص جامعه ما نیست، اکثر جوامع با آن دست و پنجه نرم می کنند، اما برخی ها توانستند تا حدودی جلوی آن بایستند و اجازه بدهند که هر چیز، آن گونه که هست، باشد، نه آن گونه که دیگران دوستش می دارند. در فضای ناسره زایی هیچ امیدی به سره زایی و دیدن حقیقت نیست. اخبار مرتبطبا ما حرف نمی زنند از ما حرف می زنندبارش بی وقفه باران نگرانیجای موزه در سبد خانوار کجاست؟همه پای صندوق هاتنور انتخابات گرم باشدنه آتشیندیدگاه کاربرانارسال دیدگاهاستفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه

مطلب با عنوان روزنامه همدلی - واقعیت‌زدایی در فضای ثناگویی از وب سایت همدلی hamdelidaily با درج لینک اصلی خبر نمایش داده شده است و آپین در قبال محتوای اخبار هیچ مسئولیتی ندارد.

مطلب با عنوان روزنامه همدلی - واقعیت‌زدایی در فضای ثناگویی از وب سایت همدلی hamdelidaily با درج لینک اصلی خبر نمایش داده شده است.

اخبار گوناگون