روی خط خبر

موضوع: اخبار منبع: همدلی
امتیاز: 5 5

مطلب با عنوان روزنامه همدلی - از سلاطین ناشناس تا دراویش گمنام از وب سایت همدلی hamdelidaily با درج لینک اصلی خبر نمایش داده شده است.

روزنامه همدلی - از سلاطین ناشناس تا دراویش گمنام

آریوبرزن تلکاچالی: در دو ماه گذشته، بخش اول گلستان سعدی را که «در سیرت پادشاهان» نام دارد، به صورت مجزا هر روز یکی از حکایت را بررسی کردیم. گلستان که به گفته سعدی با هدف نصیحت گفتن، تدوین شده است، بی تردید چنین وجهی دارد، اما این بخش ویژگی هایی دارد که به طور مختصر به آن اشاره می شود. سعدی در دیباچه کتاب گلستان دلیل نوشتن آن را برشمرد و اتفاقا در پایان هم تاکید کرد که: دراین مدت که ما را وقت خوش بود/ز هجرت ششصد و پنجاه و شش بود/ مراد ما نصیحت بود و گفتیم /حوالت با خدا کردیم و رفتیم» زمانی که گلستان تدوین می شود و هدفی که شاعر از آن دارد می تواند خود محل تحقیق و سخن باشد، اما از کنار کتاب و کارهای سعدی نمی توان به راحتی گذشت. او یک نویسنده معمولی نبود و شخصیت هایی که خلق می کرد هم از سر اتفاق یا بدون مطالعه نبود. آدم های حکایت هایش هر کدام یک وجه رفتاری و اخلاقی متفاوتی دارند. به نظرم سعدی مهندسی کاملی روی شخصیت های خود داشت و چه بسا هنگام نوشتن از آنها یا خلق چهره هایی، مختصات رفتاری و روانی آنها را در نظر می گرفت و به همان نسبت، به خوانندگان خود هم توجه می داشت. یعنی این گونه نبود که متنی را برای خود بنویسد و براساس اتفاق اگر کسی آن را خواست بخواند، نخواست هم نخواند. وقتی که می گوید مراد ما نصیحت بود، نصیحت هم از سوی کسی انجام می شود و اساسا کسی می تواند نصیحت کند که شان و جایگاه اجتماعی و علمی لازم را داشته باشد. از سوی دیگر کسی که نصیحت می کند به صورتی باید مورد وثوق جامعه باشد و خوانندگان به خود نویسنده و سپس حرف هایش اعتماد و اعتقاد داشته باشند. گلستان بعد از بوستان نوشته شد و زبان مسجع و موزون آن می بایست برای خوانندگانش زیاد سخت نباشد. هم واژه های آن سره یا آشنا به زبان معیار عصر باشد و هم مفاهیم یا موضوعاتی را که خلق می کند، امکان ارتباط خواننده با آن میسر باشد. سعدی این دو کار را به زیبایی انجام داده است. یعنی کل گلستان و همه هشت بابش بر همین پایه نگاشته شده است. اگر امروز ما واژه ای را نمی شناسیم، تقصیر سعدی نیست، تقصیر متر و معیارهای آموزشی معاصر است که نسل امروز شاید گاه در خواندن برخی از سطور دچار چالش شوند. اما یقینا معاصران سعدی و خوانندگانی را که او مطمح نظر داشت، از خواندن این کتاب ضمن آنکه لذت می بردند، به مشکلی برنمی خوردند.
در ادامه شخصیت های بخش اول را بررسی می کنیم و ضمن آن زوایای دیگری که باب اول از آن برخوردار است، می گشاییم.
یکی از کاراکترهای این باب سلطان است. خواه این سلطان در سرزمین عجم باشد یا در سرزمین عرب. اساسا همانگونه که از نام باب اول«در سیرت پادشاهان» برمی آید لاجرم سعدی می خواهد با سیر در سیرت پادشاهان هم خودِ این آدم ها را واکاوی کند و هم نوع ارتباطی که مردم یا اطرافیان با شاهان دارند، کشف و عیان شود. گاه وقتی می خواهد از پادشاهی حرف بزند، نیازی نمی بیند که حتما نام و نشانی آنها را بیان کند، بلکه از فردی که در گذشته بوده است و جا و مکانی ندارد حرف می زند. مثلا در این مواقع می گوید: سلطانی بوده است یا «پادشاهی را شنیدم» یا «ملک زاده ای را شنیدم» یا «یکی از ملوک را شنیدم» یا «ملک زاده ای ...» در این مواقع محل و مکان حکایت مشخص نیست. این را گویی در اختیار خواننده قرار داده است که هر گونه که دوست می دارد، محیط و فضا را تصویر کند. این حکایت ها به دلیل ناآشنا بودن محیط و شخصیت ها، گاه اتفاقا شیرین تر هم است. خواننده با آنکه نمی داند این ملک زاده یا ملوک یا سلطان، از کجا و در کدام سرزمین است، اما در ذهن خود آنها را شاید ناخودآگاه به سرزمین هایی که خود می پندارد منتسب کند و گاه رفتار و ویژگی هر کدام از این سلاطین ناشناس را با سلاطینی که وجه تشابه رفتاری با سلطان حکایت داشتند، همذات می سازد. این هنر سعدی است که خواننده را درگیر می کند و نمی خواهد که خواننده خیلی راحت حکایت را بخواند و نتیجه آن را هم در همان زمان دریابد. یا وقتی که می گوید درویشی مجرد و پادشاهی بر او گذر کرد، این حکایت شاید مشابهتی با برخی حکایت‎های تاریخی ایران یا سایر کشورها داشته باشد، در این حکایت سعدی می خواهد گستره خیال خود را هم باز کند و هم به خیال خواننده وجهی از پرواز و گستردگی بدهد. خواننده از سلطان ناشناس می تواند بهتر تصویرسازی کند. یا وقتی «بی گناهی» در حکایت می نشیند، همان بی گناه باید شاکله ای داشته باشد و این شاکله را خواننده می سازد. سعدی اما گاهی خود شکل و رنگ و پوست و خوشخویی یا تندخویی کاراکترهایش را در داستان می آورد که در آن هنگام خواننده کمتر تصویرسازی می کند، یعنی فرصت تصویرسازی ندارد، چرا که سعدی تصاویر را ساخت و برای خواننده
بیان کرد (ادمه دارد ).

آریوبرزن تلکاچالی: در دو ماه گذشته، بخش اول گلستان سعدی را که «در سیرت پادشاهان» نام دارد، به صورت مجزا هر روز یکی از حکایت را بررسی کردیم. گلستان که به گفته سعدی با هدف نصیحت گفتن، تدوین شده است، بی تردید چنین وجهی دارد، اما این بخش ویژگی هایی دارد که به طور مختصر به آن اشاره می شود. سعدی در دیباچه کتاب گلستان دلیل نوشتن آن را برشمرد و اتفاقا در پایان هم تاکید کرد که: دراین مدت که ما را وقت خوش بود/ز هجرت ششصد و پنجاه و شش بود/ مراد ما نصیحت بود و گفتیم /حوالت با خدا کردیم و رفتیم» زمانی که گلستان تدوین می شود و هدفی که شاعر از آن دارد می تواند خود محل تحقیق و سخن باشد، اما از کنار کتاب و کارهای سعدی نمی توان به راحتی گذشت. او یک نویسنده معمولی نبود و شخصیت هایی که خلق می کرد هم از سر اتفاق یا بدون مطالعه نبود. آدم های حکایت هایش هر کدام یک وجه رفتاری و اخلاقی متفاوتی دارند. به نظرم سعدی مهندسی کاملی روی شخصیت های خود داشت و چه بسا هنگام نوشتن از آنها یا خلق چهره هایی، مختصات رفتاری و روانی آنها را در نظر می گرفت و به همان نسبت، به خوانندگان خود هم توجه می داشت. یعنی این گونه نبود که متنی را برای خود بنویسد و براساس اتفاق اگر کسی آن را خواست بخواند، نخواست هم نخواند. وقتی که می گوید مراد ما نصیحت بود، نصیحت هم از سوی کسی انجام می شود و اساسا کسی می تواند نصیحت کند که شان و جایگاه اجتماعی و علمی لازم را داشته باشد. از سوی دیگر کسی که نصیحت می کند به صورتی باید مورد وثوق جامعه باشد و خوانندگان به خود نویسنده و سپس حرف هایش اعتماد و اعتقاد داشته باشند. گلستان بعد از بوستان نوشته شد و زبان مسجع و موزون آن می بایست برای خوانندگانش زیاد سخت نباشد. هم واژه های آن سره یا آشنا به زبان معیار عصر باشد و هم مفاهیم یا موضوعاتی را که خلق می کند، امکان ارتباط خواننده با آن میسر باشد. سعدی این دو کار را به زیبایی انجام داده است. یعنی کل گلستان و همه هشت بابش بر همین پایه نگاشته شده است. اگر امروز ما واژه ای را نمی شناسیم، تقصیر سعدی نیست، تقصیر متر و معیارهای آموزشی معاصر است که نسل امروز شاید گاه در خواندن برخی از سطور دچار چالش شوند. اما یقینا معاصران سعدی و خوانندگانی را که او مطمح نظر داشت، از خواندن این کتاب ضمن آنکه لذت می بردند، به مشکلی برنمی خوردند. در ادامه شخصیت های بخش اول را بررسی می کنیم و ضمن آن زوایای دیگری که باب اول از آن برخوردار است، می گشاییم. یکی از کاراکترهای این باب سلطان است. خواه این سلطان در سرزمین عجم باشد یا در سرزمین عرب. اساسا همانگونه که از نام باب اول«در سیرت پادشاهان» برمی آید لاجرم سعدی می خواهد با سیر در سیرت پادشاهان هم خودِ این آدم ها را واکاوی کند و هم نوع ارتباطی که مردم یا اطرافیان با شاهان دارند، کشف و عیان شود. گاه وقتی می خواهد از پادشاهی حرف بزند، نیازی نمی بیند که حتما نام و نشانی آنها را بیان کند، بلکه از فردی که در گذشته بوده است و جا و مکانی ندارد حرف می زند. مثلا در این مواقع می گوید: سلطانی بوده است یا «پادشاهی را شنیدم» یا «ملک زاده ای را شنیدم» یا «یکی از ملوک را شنیدم» یا «ملک زاده ای ...» در این مواقع محل و مکان حکایت مشخص نیست. این را گویی در اختیار خواننده قرار داده است که هر گونه که دوست می دارد، محیط و فضا را تصویر کند. این حکایت ها به دلیل ناآشنا بودن محیط و شخصیت ها، گاه اتفاقا شیرین تر هم است. خواننده با آنکه نمی داند این ملک زاده یا ملوک یا سلطان، از کجا و در کدام سرزمین است، اما در ذهن خود آنها را شاید ناخودآگاه به سرزمین هایی که خود می پندارد منتسب کند و گاه رفتار و ویژگی هر کدام از این سلاطین ناشناس را با سلاطینی که وجه تشابه رفتاری با سلطان حکایت داشتند، همذات می سازد. این هنر سعدی است که خواننده را درگیر می کند و نمی خواهد که خواننده خیلی راحت حکایت را بخواند و نتیجه آن را هم در همان زمان دریابد. یا وقتی که می گوید درویشی مجرد و پادشاهی بر او گذر کرد، این حکایت شاید مشابهتی با برخی حکایت‎های تاریخی ایران یا سایر کشورها داشته باشد، در این حکایت سعدی می خواهد گستره خیال خود را هم باز کند و هم به خیال خواننده وجهی از پرواز و گستردگی بدهد. خواننده از سلطان ناشناس می تواند بهتر تصویرسازی کند. یا وقتی «بی گناهی» در حکایت می نشیند، همان بی گناه باید شاکله ای داشته باشد و این شاکله را خواننده می سازد. سعدی اما گاهی خود شکل و رنگ و پوست و خوشخویی یا تندخویی کاراکترهایش را در داستان می آورد که در آن هنگام خواننده کمتر تصویرسازی می کند، یعنی فرصت تصویرسازی ندارد، چرا که سعدی تصاویر را ساخت و برای خواننده بیان کرد (ادمه دارد ). اخبار مرتبطخدمت به نیکوکاران، نوعی نکوکاری استحفظ شان بزرگانفرق گناه حاکم و محکومی که گناه نکرددعای خیر برای مرگ سلطان و آسایش مسلمانانحکایتدیدگاه کاربرانارسال دیدگاهاستفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع میباشد. طراحی و اجرا توسط: هنر رسانه

مطلب با عنوان روزنامه همدلی - از سلاطین ناشناس تا دراویش گمنام از وب سایت همدلی hamdelidaily با درج لینک اصلی خبر نمایش داده شده است و آپین در قبال محتوای اخبار هیچ مسئولیتی ندارد.

مطلب با عنوان روزنامه همدلی - از سلاطین ناشناس تا دراویش گمنام از وب سایت همدلی hamdelidaily با درج لینک اصلی خبر نمایش داده شده است.

اخبار گوناگون