روی خط خبر

موضوع: اخبار منبع: وطن امروز
امتیاز: 5 5

مطلب با عنوان روزنامه وطن امروز | شماره :2541 از وب سایت وطن امروز vatanemrooz با درج لینک اصلی خبر نمایش داده شده است.

روزنامه وطن امروز | شماره :2541

به تایم لندن

ایران به واسطه این قرارداد به مستعمره بریتانیا تبدیل می شد درباره آن چه می دانید؟1919 گروه یادآور: وقتی موضوع قراردادهای ننگین منعقد شده در تاریخ 200 ساله اخیر ایران مطرح می شود، عمدتا از میان آنچه برای عامه قابل درک تر است، مسائلی مانند از دست دادن بخشی از خاک ایران، در نتیجه قراردادهای گلستان و ترکمانچای است که مطرح می شود. حتی از میان این دو، «ترکمانچای» بیشتر بر سر زبان ها افتاده است، در حالی که حجم اراضی از دست داده شده در قرارداد گلستان بیشتر است. شاید ترکمانچای به لحاظ لفظی در ادبیات شفاهی کارکرد بهتری داشته. چه می دانیم؟! اما متاسفانه حداقل در 100 سال گذشته کم نبودند توافقات و قراردادهای بین المللی که به ضرر این مرز و بوم تمام شده اند. مثلا همین جدایی بحرین از ایران که عمرش به 50 سال نمی رسد. اتفاقی که در دوره محمدرضا پهلوی روی داد. یا قراردادهای نفتی بعد از کودتای 28 مرداد 32 و کنار زدن دولت مردمی مصدق که جملگی به ضرر منافع ملی بودند. یا قرارداد نفتی 1933 که در زمان رضاخان و در ازای واریز 30 هزار لیره به حساب رضاخان در بانک لویدز لندن منعقد شد؛ قراردادی که مواد و مفاد آن بشدت «تحقیر کننده» است. یا قرارداد تقسیم ایران (معروف به 1907) که میان روسیه و انگلستان بسته شد. از این میان قرارداد 1919 که در مطبوعات و اشارات تاریخی به قرارداد «وثوق الدوله» نیز شهره شده از چند جهت قابل اهمیت و مداقه است. اینکه نخست وزیر، وزیر امور خارجه و وزیر دارایی احمدشاه، با موافقت و احتمالا «بچگی» شاه جوان توانستند ایران و مافیها را ضمیمه قرارداد «1919» کنند و به قیمت 400 هزار تومان بفروشند، یعنی تو خود حدیث مفصل بخوان از این بلبشوی سیستم حاکم و اختیاری که تازه موید به تایید مجلس مشروطه هم شده است، مثلا! ماجرای قرارداد 1919 بازمی گردد به رویای «لرد کرزن» وزیر خارجه بریتانیا که بعد از انقلاب اکتبر 1917 در روسیه و عقب نشینی شوروی از قرارداد تقسیم ایران، انگلستان خود را یکه تاز سیاست در ایران می دید و از طرفی به دلیل همسایگی ایران با مستعمرات هند، تلاش می کرد تا نهایت بهره برداری را از ایران انجام دهد. ابزاری که لرد کرزن برای این کار برگزید عقد پیمان 1919 با حکومت وثوق الدوله بود. لرد کرزن به ضرورت ایجاد زنجیره ای از کشورهای حایل که روسیه را از هند جدا کنند و هیچ کدام تحت نفوذ و تسلط روسیه نباشند قائل بود و آن را از ارکان مهم سیاست «دفاع از هند» می شمرد. ایران در نظر او مهم ترین و در عین حال ضعیف ترین حلقه این زنجیر را تشکیل می داد که باید از خطر تعدی هر متجاوزی محفوظ بماند. از آنجایی که پس از تاسیس جامعه ملل و امضای منشور آن، تجاوز مستقیم به استقلال کشورها و منضم کردن خاک آنها به خاک کشورهای فاتح، رسما ممنوع شده بود و از طرفی در کشوری مثل ایران که بیش از هزار کیلومتر مرز مشترک با روسیه داشت اقدام به چنین عملی (اشغال دائم و مستقیم کشور) در حکم انتحار سیاسی بود، کرزن به دنبال استقرار نوعی «نظام مستشاری» در ایران و تحت الحمایه کردن غیرمستقیم کشور بود، چرا که اجرای هدف های سیاسی و نظامی بریتانیا در خاک ایران با تسلط بر شئون مالی و اقتصادی به طور مستقیم عملی نبود. به همین دلیل «لرد کرزن» عقد قرارداد 1919 با حکومت «وثوق الدوله» را به عنوان وسیله ای «غیرمستقیم» برای رسیدن به این هدف برگزید. سرانجام روز هجدهم مرداد سال 1298 شمسی یک روز پس از امضای قرارداد 1919 میلادی در حالی که شاه قاجار عازم اروپا بود، اعلامیه وثوق الدوله به ضمیمه متن قرارداد در ایران منتشر و اعلام شد این قرارداد مورد تصویب هیأت وزیران قرار گرفته است. این قرارداد شامل 6 ماده و یک مقدمه و خلاصه آن عبارت بود از تعهدات انگلستان درباره احترام مطلق به استقلال و تمامیت ایران، تامین مستشاران انگلیسی برای ادارات ایران و همکاری با ایران در زمینه احداث خطوط آهن و شبکه ارتباطی به همراه اعطای وام از طرف انگلستان. همچنین به موجب این قرارداد، انگلیس، زمام امور مالی، اقتصادی و ارتش ایران را در دست می‏گرفت و ارتش متحدالشکل زیر نظر فرماندهان انگلیسی تشکیل می‏ شد. تعرفه گمرکی نیز در ظاهر برای حفظ منافع ایران و در حقیقت به سود بریتانیا تغییر می ‏یافت. قرارداد 1919 شامل 2 قسمت بود که هر کدام جداگانه امضا شده بود؛ قرارداد نخست که عنوان رسمی آن «قرارداد نظامی و سیاسی میان ایران و بریتانیا» است از یک دیباچه و 6 ماده تشکیل می شود، در حالی که قرارداد دوم (مشهور به قرارداد وام) دارای 4 ماده است. ماده اول قرارداد اصلی (قرارداد سیاسی و نظامی) رسماً اعلام می دارد: «دولت بریتانیای کبیر به صریح ترین بیان که ممکن است قولی را که در گذشته به کرات به دولت ایران داده است یک بار دیگر به موجب این قرارداد تایید می کند و بر عهده می گیرد که استقلال و تمامیت ارضی ایران را محترم شمارد». این متن البته تضمینی نداشت، چرا که در قرارداد پیشین میان روس و انگلیس و در مقدمه قرارداد 1907 نیز عین این تعهد نسبت به رعایت استقلال کشور به صراحت هرچه تمام تر بیان شده بود و با این همه چنانکه تاریخ شهادت می دهد استقلال ایران عملاً به آستانه زوال رسید و فقط با معجزه فروریختن رژیم تزاری نجات یافت. قرارداد 1919 در عین «ضدایرانی» بودن، بشدت قابل تفسیر بود، آنچنان که تفسیر یکی از بندهای آن به قدری تلخ بود که موجبات خودکشی یکی از افسران عالی رتبه نظامی را فراهم کرد. سرتیپ فضل الله خان آقا ولی که تحصیلات عالی نظامی خود را در انگلستان تمام کرده بود، از شرم امضای چنین قرارداد ننگینی خودکشی کرد. یکی از نخستین مواردی که در آن سوءنیت مجریان قرارداد فاش و دم خروس آشکارا دیده شد، در طرح و تصویب آیین نامه مربوط به ارتقای افسران ارتش جدید ایران بود که ارتقای افسران ایرانی از درجه ستوان یکمی به بالا را ممنوع می کرد و صاحبان درجات بالاتر (از سروانی تا سرلشکری) همه باید انگلیسی، استرالیایی یا نیوزیلندی و در واقع دارای تابعیت بریتانیایی باشند. سرتیپ فضل الله خان آقا ولی با این آیین نامه مخالفت کرد و به همین جرم که شئون و مصالح حکومت خود را بر منافع بریتانیا در ایران ترجیح داده است، مورد بازخواست وزیر جنگ وثوق الدوله قرار گرفت و از شدت تاثر در اول فروردین 1299 خودکشی کرد. خودکشی فضل الله آقا ولی، دیر به اطلاع مردم رسید اما اعتراضاتی را که توسط مدرس رهبری می شد، تقویت کرد تا اینکه سرانجام با عمیق شدن اعتراضات، وثوق الدوله برکنار شد و قرارداد تا روی کار آمدن رضاخان تعلیق شد و انگلستان به مواهبی بیش از آنچه در 1919 تصور می کرد، دست یافت.ارسال به دوستانانگلستان پرداخت مقرری ماهانه به احمدشاه را نپذیرفت ایران؛ 400هزارتومان! انگلیسی ها برای تسهیل امضای قرارداد 1919 مبلغ 400 هزار تومان (که گویا به پول آن زمان مبلغ بسیار هنگفتی می شد) میان 3 وزیر عاقد قرارداد به شرح زیر تقسیم کرده بودند:1- نخست وزیر (وثوق الدوله) 200هزار تومان2- وزیر خارجه (فیروز میرزا نصرت الدوله) 100هزار تومان3- وزیر دارایی (اکبر میرزا صارم الدوله) 100هزار تومان.پیش از تقسیم این پول ها، از لندن به «سر پرسی کاکس» (وزیر مختار انگلیس در ایران) دستور داده شد حتی المقدور چانه بزند تا شاید حق العمل وزرای رشوه گیر را تقلیل بدهد.کاکس در تلگراف مورخ 14 آگوست 1919 خود جواب داد:«... حد اعلای موفقیتی که در این کار نصیبم شد پایین آوردن مبلغ مورد مطالبه به چهارصد هزار تومان بود که معادل است با131147 لیره و 11 شلینگ و 9 پنس...از لحاظ رعایت انصاف این موضوع را محرمانه باید به اطلاع تان برسانم که در قضیه مطالبه پول خود وثوق الدوله آنقدر پافشاری نداشت که آن دو وزیر دیگر (نصرت الدوله و صارم الدوله) که حقیقتاً جانم را به لب آوردند».شاه و وزرای عاقد قرارداد هرکدام توقعاتی از انگلیس داشتند که همه را نمی شد اجابت کرد ولی به قسمتی از آن توقعات می شد جواب مساعد داد. قیمتی که احمدشاه برای پشتیبانی از قرارداد مطالبه می کرد از 2 قلم مهم تشکیل می شد:1- ادامه پرداخت مقرری ویژه اش (به مبلغ 15 هزار تومان در ماه)2- تضمین سلطنت وی و اعقابش در ایران از طرف بریتانیای کبیر.پس از بحث ها و چانه زنی های زیاد، انگلیسی ها سرانجام حاضر شدند سلطنت احمدشاه و جانشینان او را در ایران با شرایطی که دست زمامداران لندن را در اتخاذ هر نوع تصمیم بعدی آزاد می گذاشت تضمین کنند و نامه ای در این زمینه به وثوق الدوله نوشته شد که به احمدشاه تسلیم کند.متن نامه وزیرمختار انگلیس خطاب به وثوق الدوله چنین است:جناب اشرفدر رابطه با قراردادی که امروز - نهم آگوست 1919 - میان دولتین ایران و انگلستان بسته شد، از جانب حکومت متبوع خود اجازه دارم به اطلاع عالیجناب برسانم که اعلیحضرت سلطان احمدشاه قاجار و جانشینان ایشان، مادام که طبق سیاست و صواب دید ما در ایران عمل کنند، از حمایت دوستانه حکومت اعلیحضرت پادشاه انگلستان برخوردار خواهند بود. - با احترامات: پرسی ز کاکساما تقاضای دیگر احمد شاه (پرداخت مقرری مادام العمر به وی) مورد قبول لندن قرار نگرفت و «محترمانه به معظم له خاطرنشان شد که بهبود وضع مالی و اقتصادی ایران که از هدف های عمده قرارداد است، نه تنها درآمد عمومی مملکت، بلکه عواید خصوصی مقام سلطنت را نیز بالا خواهد برد و به این ترتیب دیگر احتیاجی به ادامه این پرداخت نخواهد ماند».ارسال به دوستانانگلوفیل «سیدضیاء طباطبایی» که در زمان عقد قرارداد ۱۹۱۹، روزنامه رعد را منتشر می کرد، با آوردن دلایلی شگفت انگیز تلاش می کرد ثابت کند چنین قراردادهایی به نفع ملت و کشور ایران است. سیدضیاء در اسفند1299 و به فاصله چند ماه از اعتراضات علیه قرارداد 1919 نخست وزیر کابینه کودتا شد و برای جلب نظر افکار عمومی قرارداد 1919 را لغو کرد، چرا که انگلستان با روی کار آوردن رضاخان احتیاجی به 1919 نداشت.ارسال به دوستانراه کم دردسر انگلستان برای اجرای 1919 چه بود؟«کودتای 1299» به جای «قرارداد 1919» قرارداد 1919 بدون تصویب در مجلس شورای ملی و تنها با امضای وثوق الدوله درحال اجرا شدن بود و مستشاران نظامی انگلیسی سرگرم اجرای آن بودند. «لردکرزن» (وزیر وقت خارجه بریتانیا) هم به آرزوی دیرینه خود دست یافته بود. او در یادداشتی درباره قرارداد 1919 نوشته بود: «غرض... آن نیست که ما اختیار ایران را به دست گرفته یا خواهیم گرفت، بلکه مقصود آن است که حکومت ایران دریابد که ما تنها قدرت بزرگ در همسایگی آن هستیم که به سرنوشت ایران سخت علاقه مندیم، می توانیم و مایلیم... ایران را در احیای ثروت هایش یاری کنیم». وی با رضایتمندی آن را شاهکاری دیپلماتیک به شمار می آورد و اینگونه می نویسد: «پیروزی بزرگی است و من به تنهایی آن را به انجام رسانده ام». همزمان با این اتفاقات، بلشویک ها در همسایگی ایران در باکو به قدرت می رسند. نیروهای گارد روسیه به انزلی می گریزند. شوروی با تعقیب و شکست آنان بندر انزلی را اشغال می کند و انگلیس ها تعداد زیادی اسلحه، مهمات، مواد خوراکی، پوشاک و بنزین را بر جای گذاشتند و شتابان از رشت و انزلی عقب نشستند و پل منجیل را پشت سر خود منفجر کردند. این اقدام به اعتبار بریتانیا ضربه سهمگینی زد. از طرفی غائله قرارداد 1919 با روی کار آمدن دولت مشیرالدوله فرو نشست. مشیرالدوله اجرای قرارداد را تا تصویب مجلس به تعویق انداخت.انگلیسی‏ها‏ با شرایطی ویژه روبه رو بودند؛ آنان از سویی مجبور بودند نیروهای شان را از ایران خارج سازند و از سوی دیگر بشدت از پیشروی روس‏ها در ایران احساس نگرانی می‏کردند. برای خروج نیروهای انگلیسی از ایران ژنرال «ادموند آیرونساید» از طرف دولت انگلستان مأموریت یافت تا با کمترین خطرات به این برنامه جامه عمل بپوشاند.آیرونساید ابتدا خواستار خروج بی‏دردسر نیروهای انگلیسی و بازگشت وضعیت به زمان پیش از قرارداد بود اما اوضاع نامطلوب ایران و ناتوانی حکومت مرکزی در اداره امور کشور وی را بیش از پیش نگران می‏کرد؛ مساله‏ای که گزارش‏های مقامات سیاسی- نظامی بریتانیا در تهران آن را تایید می‏کرد. آیرونساید در بازدید از نیروهای قزاق با فردی به نام رضاخان آشنا شد. آیرونساید در خاطراتش رضاخان را این طور توصیف می کند: «شانه‏های پهن، سر و وضعی بسیار موقر و قامتی بلند، بیش از 80/1 متر داشت. بینی عقابی و چشمان درخشانش قیافه‏ای پرشور و نشاط به او می‏داد». اردشیر جی ریپورتر درباره آشنایی با رضاخان و معرفی وی به آیرونساید می نویسد: «... در اکتبر سال 1917 بود که حوادث روزگار مرا با رضاخان آشنا کرد... ملاقات های بعدی من با رضاخان در نقاط مختلف و پس از متجاوز از یک سال بیشتر در قزوین و تهران صورت می گرفت... به زبانی ساده تاریخ و جغرافیا و اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران را برایش تشریح می کردم... اغلب تا دیرگاهان به صحبت من گوش می داد... به دستور وزارت جنگ (وینستون چرچیل) در لندن و نایب السلطنه هند، همکاری نزدیک ژنرال آیرونساید و من آغاز گردید... . سرانجام او [رضاخان] را به آیرونساید معرفی کردم». آیرون بر این باور بود فقط دیکتاتور نظامی در ایران به آنها فرصت خواهد داد تا این کشور را بدون دغدغه ترک کنند. ژنرال انگلیسی بهترین راه را برای استقرار دیکتاتوری نظامی کودتا معرفی کرد. نظرات آیرونساید در واقع منعکس کننده مواضع وزارت جنگ بریتانیا بود. آیرونساید همچنین در گفت وگوهایش از سیدضیاءالدین به عنوان قطب فکری کودتا نام برد. درباره رهبر سیاسی کودتا، سیدضیاءالدین طباطبایی بهترین گزینه بود. سیدضیاء ویژگی‏هایی داشت که وی را از هر حیث برای انجام کودتا ممتاز می‏کرد؛ سرسپردگی‏اش به انگلیسی‏ها شهره آفاق بود؛ فردی که در روزنامه معروف خود، رعد، در زمان جنگ اول جهانی به نفع انگلیسی‏ها و متفقین مقاله می‏نوشت، مدافع سرسخت قرارداد 1919 بود و در دفاع از آن با همکاری کلنل هیک انگلیسی، کمیته آهن را تشکیل داد. سیدضیاء خاستگاه اشرافی نداشت و به خوبی می‏توانست نقش یک رهبر انقلابی را ایفا کند. ضمن اینکه چیره‏دستی‏اش در روزنامه‏نگاری به وی امکان نوشتن و صدور بیانیه‏های انقلابی و عوامفریبانه را می‏داد. سرانجام در بامداد سوم اسفند 1299 عده‏ای از نیروهای قزاق به فرماندهی رضاخان وارد تهران شده و بدون اینکه با مانعی جدی روبه رو شوند در عرض چندین ساعت تهران را فتح کردند. کودتای سوم اسفند 1299 در حقیقت نسخه دوم قرارداد 1919 محسوب می‏شد. انگلیسی‏ها آنچه را که به‏واسطه قرارداد درصدد کسب آن بودند از طریق کودتا به دست آوردند. این واقعیت در تلگراف «نورمن» وزیر مختار انگلستان به لندن که پس از توفیق کودتا مخابره شده به وضوح بیان شده است: «... سیدضیاء درباره سیاستی که پس از تشکیل کابینه‏اش اتخاذ کرده، اطلاعات محرمانه زیر را در اختیار من قرار داده است: ... طبق اطمینانی که سیدضیاء به من داد، قدم‏های لازم بی‏درنگ برداشته خواهد شد تا عده‏ای از افسران و مستشاران انگلیسی در وزارتخانه‏های جنگ و دارایی مشغول کار گردند.... سیدضیاء مطمئن بود که اگر ما نصایح و پیشنهادهای او را به کار ببندیم چنین سیاستی در مرحله آخر به نفع کامل بریتانیا تمام خواهد شد و اغلب آن مزایایی را که دولت ما تحت قرارداد 1919 به دست آورده بود بعد از الغای قرارداد هم کماکان در پشت پرده خواهد کرد». سعی و کوشش انگلیس ها این بود که نقش خود را در کودتا پنهان دارند. بنابراین رضا خان سردار سپه با انتشار بیانیه ای معروف با جمله « با حضور من مسبب کودتا را تجسس کردن مضحک نیست؟» خود را عامل کودتا معرفی کرد. عبدالله مستوفی در خاطرات خود (شرح زندگانی من) در این باره می نویسد: «در یکی از همین روزها به دیدار سید حسن مدرس رفته بودم. سید مخصوصاً از این شرایط خیلی عصبی بود و می گفت انگلیس ها حاضر بودند 2 میلیون خرج کنند تا این وصله را از خود بکنند. این مرد به رایگان تمام این گناهان را به گردن گرفت و آنها را از این مخمصه بین المللی فارغ کرد. که در آینده دولت ایران نتواند گله گذاری در این زمینه بنماید».ارسال به دوستانمدرس چگونه در مقابل وثوق الدوله ایستاد؟ایران را ارزان فروختید پیرامون قرارداد 1919 نامه کوتاه و پرمحتوایی از مدرس و پاسخی از وثوق در پاورقی صفحه 249 کتاب «تلاش آزادی» تالیف دکتر باستانی پاریزی آمده است که به شرح ذیل می خوانیم: «مورخ الدوله» که واسطه ملاقاتی جهت آشتی بین مدرس و وثوق الدوله بود، چنین می نویسد: «مدرس اظهار کرد که وی (وثوق الدوله) بسیار جسور و متهور است. اگر جسارت نداشت مرتکب چنین خیانتی نمی شد ولی تاریخ تکرار می شود: عبدالملک مروان 30 سال در خانه خدا معتکف و اشتغال به تلاوت قرآن داشت ولی پس از اینکه به خلافت رسید قرآن را بوسید که تا حالا رفیق شما بودم و بعد هم شهر مکه را آتش زد و به منجنیق بست، به هر صورت وثوق الدوله را حالی نمایید من کار خودم را می نمایم و شما کار خودتان را، لکن من موفق می شوم و شما ضرر خواهید نمود؛ اگر قرارداد لغو شد همیشه متضرر و منفور و از سیاست دور خواهید شد و اگر قرارداد عملی شد و انجام گرفت دیگر انگلیس به شما کاری ندارد و برای رضایت ملت ایران شما را فدا خواهد نمود».روزی وثوق الدوله پس از تنظیم قرارداد به خانه مدرس آمد و خطاب به وی گفت: آقا! شنیده ام با پیمان تنظیمی بین ما و دولت انگلیس مخالفت کرده اید. مدرس گفت: بلی! وثوق الدوله پرسید: دلیل مخالفت شما چیست؟ آقا با صراحت فرمود: قسمتی از آن قرارداد را برای من خوانده اند، جمله اول که نوشته بودید دولت انگلیس استقلال ما را به رسمیت شناخته است، آقا انگلیس کیست که استقلال ما را به رسمیت بشناسد، آقای وثوق! چرا شما این قدر ضعیف هستید؟ وثوق الدوله گفت: آقا به ما پول هم داده اند. مدرس گفت: آقای وثوق اشتباه کرده اید، ایران را ارزان فروختید.از تلگراف کاکس به لرد کرزن برمی آید که مدرس از مهم ترین عوامل ضدیت با این قرارداد بوده است. در بند اول آن می خوانیم: شدیدترین کسانی که مخالف قرارداد هستند به سرکردگی شخص معروف مدرس... است.مدرس که با سخنرانی های عمومی توانسته بود بسیاری را در مخالفت با این قرارداد همراه کند، در صحبت هایی می گوید: سیزدهم ذی عقده 1337 ه.ق یک روز نحسی بود از برای ایران... جزء اعظمش سه نفر بودند: آقای وثوق الدوله، صارم الدوله، نصرت الدوله. مردم کمال غفلت را داشتند که این قرارداد منحوس چیست الا نادری و قلیلی که از جمله بنده بودم که در همان ساعت که قرارداد منتشر شد با او مخالف شدم تا امروز بالاخره خدا توفیقی به ملت ایران داد به استثنای 684 نفر که اصولا، فروعا، عملا، ناصرا، منصورا، سیاستا یا کتبا در تمام مملکت ایران موافقت با قرارداد کردند باقی تمام ملت ایران مخالف بودند... چون امیدوارم آنچه عقیده دارم ذره ای مخفی ندارم، عرض می کنم که 18 نفر از موافقین قرارداد در این مجلس اند... قرارداد منحوسی یک سیاست مضر به دیانت اسلام، مضر به سیاست بی طرفی ما بود... کابینه وثوق الدوله خواست ایران را رنگ بدهد، اظهار تمایل به دولت انگلیس کرد، بر ضد او ملت ایران قیام نمود حال هم هر کس تمایلی به سیاستی نماید، یعنی ما ملت ایران با او موافقت نخواهیم نمود، چه رنگ شمال، چه رنگ جنوب و چه رنگ آخر دنیا (آمریکا) ما باید بی طرف باشیم و هیچ رنگی نداشته باشیم. صریحا عرض می کنم بنده بر ضد او هستم...». مدرس پس از توضیح درباره یکی از همکاران و شرکای وثوق الدوله در عقد قرارداد دوباره اظهار داشت: «ایرانی باید ایرانی باشد، سیاستش هم ایرانی باشد». هنگام بررسی قرارداد وثوق الدوله در مجلس، مدرس خاطرنشان کرد: «هی می آمدند و به من می گفتند که این قرارداد کجایش بد است؟ بگویید تا برویم اصلاح کنیم. من جواب می دادم آقایان من یک فرد آشنا به سیاست نیستم.. اما آن چیزی که در این قرارداد به نظرم بد است، همان ماده اولش است که می گوید ما (انگلیسی ها) استقلال ایران را به رسمیت می شناسیم». در این هنگام صدای خنده نمایندگان از همه جای مجلس بلند شد، مدرس لحظه ای خاموش ماند. آنگاه سکوت را شکست و به نمایندگان گفت: «این حرف مثل این است که یکی بیاید و به من بگوید سید، من سید بودن تو را به رسمیت می شناسم». مدرس افزود: «این قرارداد استقلال مالی و نظامی ایران را از بین می برد، چون اگر بخواهیم ایران، مستقل بماند باید همه چیزش در دست ایرانی باشد. همه چیزش باید متعلق به ایران باشد اما این قرارداد یک دولت خارجی (انگلستان) را در 2 چیز مهم مملکت ما شریک می کند؛ در پولش و در قوه نظامی اش. این دلیل اصلی مخالفت من با این قرارداد است». (از نطق مدرس در جلسه دهم آبان ۱۳۰۳)ارسال به دوستانسیاست ایرانی «ایرانی باید ایرانی باشد، سیاستش هم ایرانی باشد». هنگام بررسی قرارداد وثوق الدوله در مجلس، مدرس خاطرنشان کرد: «هی می آمدند و به من می گفتند که این قرارداد کجایش بد است؟ بگویید تا برویم اصلاح کنیم. من جواب می دادم. آن چیزی که در این قرارداد به نظرم بد است، همان ماده اولش است که می گوید ما (انگلیسی ها) استقلال ایران را به رسمیت می شناسیم».ارسال به دوستانبه تایم لندن متن سرمقاله روزنامه تایمز لندن در روز دوم ورود احمدشاه به انگلستان: «میهمان تاجدار ما (احمدشاه) در این نخستین دیدارش از انگلستان، از پادشاه و ملکه ما و از توده مردم بریتانیا گرم ترین استقبال ها را دریافت کرده است. شهریار جوان ایران در شخص وزیر خارجه بریتانیا (لرد کرزن، طراح قرارداد 1919) با سیاستمداری آشنا شده است که یک عمر به رفاه و سعادت ایران علاقه مند بوده است. در عین حال این امتیاز تاریخی نصیب لرد کرزن شده است که (با انعقاد قرارداد مذکور) روابط تاریخی ما را با ایران بر پایه ای محکم تر و صمیمانه تر استوار سازد».ارسال به دوستانخودکشی یک سرتیپ سرتیپ «فضل الله خان آقا ولی» عضو کمیسیون مشترک نظامی- مرکب از 7 افسر ارشد انگلیسی و 7 افسر ارشد ایرانی- بود. وی به همراه یکی دیگر از افسران ایرانی عضو کمیسیون احساس کرد رأی موافق دادن به چنین ماده ای خیانت محض به ایران است و به این دلیل حاضر نشد پای گزارش کمیسیون را امضا کند. وی از شدت تأثر خاطر، موقعی که برایش مسلم شد بر اساس قرارداد، انگلیسی ها برای آینده ایران تصمیم می گیرند، مرگ را بر زندگی در چنین کشوری ترجیح داد و از شدت غم و اندوه در خانه اش خودکشی کرد. خبر خودکشی وی به دلیل تعطیلات نوروزی کمی دیر به گوش مردم رسید اما موجب شد بر اعتراضات عمومی مردم نسبت به قرارداد 1919 افزوده شود.ارسال به دوستانفروش گلیسیرین ممنوع! در یکی از اعتراضات جدی علیه قرارداد 1919، میتینگ بزرگی در میدان توپخانه برگزار می شود که موجب واکنش شدید دولت وثوق می شود. بعد از اعلام خبر آمادگی برخی اصناف برای تعطیلی و اعتصاب، در شهر حکومت نظامی برقرار شد و برخی مخالفان به کاشان تبعید شدند. حتی فروش گلیسیرین در داروخانه ها ممنوع شد تا کسی نتواند با استفاده از آن صفحه چاپ ژلاتینی ساخته و به نشر شب نامه و اعلامیه بپردازد.ارسال به دوستاندولتی دوتابعیتی «یرواند آبراهامیان» در تاریخ ایران مدرن می نویسد: وثوق الدوله هنگام امضای این قرارداد، در اقدامی احتیاطی از کرزن قول گرفته بود در صورت نامساعد شدن اوضاع و احوال به او پناهندگی سیاسی داده شود. وزیرمختار بریتانیا در تهران، تضمین نامه ای به شرح زیر تسلیم هر یک از وزرای سه گانه کرد: عالیجناب! برحسب اجازه ای که از طرف حکومت اعلیحضرت پادشاه انگلستان به دوستدار داده شده است، با کمال خوشوقتی به اطلاع می رسانم که با توجه به قراردادی که همین امروز- نهم آگوست 1919- میان دولتین بریتانیای کبیر و ایران بسته شد، حکومت اعلیحضرت پادشاه انگلستان آماده است در صورت احتیاج به وسیله مقامات سفارت انگلیس در تهران از شما پشتیبانی کند و اگر لازم شد آن عالیجناب را در یکی از سرزمین های متعلق به امپراتوری بریتانیا به عنوان پناهنده سیاسی بپذیرد. با احترامات: پرسی.ز.کاکسارسال به دوستان«طوفان» فرخی و داد عشقی «قرن بیستم» علیه قرارداد 1919رفت ملک و رفت تاج و رفت تخت در کنار واکنش های عمومی نسبت به قرارداد 1919، شاعرانی چون میرزاده عشقی و فرخی یزدی اشعاری را علیه وثوق الدوله، انگلیس و این قرارداد ننگین سرودند. عشقی که همزمان در «روزنامه قرن بیستم» مبارزات جدی علیه استعمار و به نفع آزادی خواهی انجام می داد، اشعار قابل اشاره ای در نقد و اعتراض به قرارداد ایران و انگلیس اینچنین سرود:رفت شاه و رفت ملک و رفت تاج و رفت تختباغبان، زحمت مکش کز ریشه کندند این درختمیهمانان وثوق الدوله خونخوارند سختای خدا، با خون ما این میهمانی می کنند...عشقی همچنین چکامه ای را علیه قرارداد در سال 1297ش سروده است که ابیاتی کاملاً رسا و واضح در مذمت انگلیس و وثوق الدوله دارد و در آخر از اینکه ملت با بی حالی و بی حسی خود را تسلیم چنین قراردادهایی می کند، گله کرده است.... داستان موش و گربه است، عهد ما و انگلیسموش را گر گربه بر گیرد، رها چون می کند؟انگلیس آخر دلش، بهر من و تو سوختهآنکه بهر یک وجب خاک اینقدر خون می کند؟آنقدر می دانم امروز ارکه بر ما داده پنجغاز، فردا دعوی پنجاه ملیون می کند...در شعر «درد وطن» باز به معاهده اشاره می کند:... تنها منم که گر نشود حکم قتل منحاشا، چنین معاهده امضا نمی شودگر سیل سیل خون ز در و دشت ملک همجاری شود معاهده امضا نمی شودعشقی در حبس تاریک شهربانی تهران، خطاب به وثوق الدوله قصیده زیر را سرود و در این شعر نسبت به علت محبوس شدنش چنین اعتراض می کند:...زیانم را نمی دانم، گنهکار از چه می خوانی؟چه بد کرده که گردانم از آن کرده پشیمانشاگر که گفت بیگانه چه می خواهد در این خانه؟خیانت می نه بنموده، چه می خواهید از جانش؟نگهداری این کشور، اگر ناید ز دست توچرا با دست خود بدهی به دست انگلیسانش؟......گنهکارم من ار پابند استقلال ایرانمو یا خاطر پریشانم از اوضاع پریشانش؟عشقی، علاوه بر این اشعار، ابیات دیگری نیز در این زمینه سروده است.شاعر و روزنامه نگار دیگری که علیه قرارداد 1919 اعتراض کرده و با مقالات و اشعار کوبنده خود علیه وثوق الدوله مبارزه می کند «فرخی یزدی» است که روزنامه طوفان را منتشر می کند:داد که دستور دیو خوی زبیدادکشور جم را به باد بی هنری دادداد قراری که به قراری ملتزان فلک می رسد زولوله و داد ...فرخی که به دستور نخست وزیر زندانی می شود، در حبس نیز دست از مبارزه برنمی دارد:... حبس نمودی مرا که گفته ام آن دوستدر به روی دشمن وطن زچه بگشاد؟و یا در شعر دیگری می گوید:باوثوق الدوله باد صبا گو این پیامبا وطن خواهان ایران بد سلوکی نیک نیست...آن که استقلال ما را در قرار انشا نمودمقصدش از آن مواد شوم جز تملیک نیستو در این رباعی می گوید:آنان که پرپر قلب ما را خستنددیروز قرار با اجانب بستنددوشینه یگانه عضو دولت بودندامروز نماینده ملت هستندو در رباعی دیگری می گوید:بدبختی ایران زد و تن یافت قواماین نکته مسلم خواص است و عوامآن دولت انگلیس را بود وثوقاین سلطنت هنوز را هست قوامارسال به دوستان

برچسب ها:

مطلب با عنوان روزنامه وطن امروز | شماره :2541 از وب سایت وطن امروز vatanemrooz با درج لینک اصلی خبر نمایش داده شده است و آپین در قبال محتوای اخبار هیچ مسئولیتی ندارد.

مطلب با عنوان روزنامه وطن امروز | شماره :2541 از وب سایت وطن امروز vatanemrooz با درج لینک اصلی خبر نمایش داده شده است.

اخبار گوناگون